جادوی عشق19
چهارشنبه 13 آبان 1394 17:29
بفرمیید ادامه
چیییییییییییییییییییییییی؟؟؟یعنی چی که نقاب سیاه داشت یعنی تو هیچی یادت نمیاد
شوسکه:نههههههههههههههههه
اه من باید از همه چیز سر در بیارم
یه فته بعد شوسکه رو مرخص کردن پلیس هم گفت که هیچ چیز معلوم نیس واثر انگشتی هم روی چاقو نیس
من همش سوسکه رو بازجویی میکردم
-داداش؟؟/تو باکسی مشکل داری؟؟یا داشتی؟؟؟؟تا حالا با کسی دعوا کردی که تهدیدت کنه؟؟
شوسکه:نههههههههه فقط ...
-فقط چی؟؟؟؟؟
شوسکه:نه امکان نداره....هیچی؟؟/
اه همه چیز از نظر دیگران پنهانه ولی من کوتاه نمیام باید از همه چیز سر در بیارم و
معلومه که شوسکه یه چیزی رو داره پنهان میکنه
اما منظور اون یاداش انتقام یک حتما انتقام دویی هم در کاراست ولی قربینی بعدی کیه؟؟/ایا به شوسکه خیلی نزدیکه؟؟؟؟
من چیزی در باره ی گذشته ی شوسکه نمیدونم اخه من اینجا نبودم از دوستاشم میپرسم اونا هم چیزی نمیدونن
{سه ماه بعد راوی}
خوب تا حالا هیچ اتفاقی خاص وغیر ممکن پیش نیومده وکسی هم قربانی نشده فقط فوضولی های اینهیه بیشتر شده ایجی دنبال یه فرصته که از اینهیه خاستگاری کنه
امولی واکایا ....ایکا وسیچی.....ماکاجی وکاباجی...الینا ومومو نامزد کردن خخخخخخخخخخ (مبارکه
)
امشب تولد ریوما هستش وهمه خونه ی ریوما شون دعوتن
{شوسکه}
امشب بهتریم فزصته تا سایو رو به خودم جلب کنم وازش در خاست ازدواج کنم
اینهیه:وااااااااااااااااااااای شوسکه تو هنوز تموم نشدی؟؟؟؟؟؟
-نههههههههههههههههههههههههههههه
اینهیه:نه نکمه خو زود باش دیر شد
-خو از کدوم عطر بزنم هان؟؟؟
اینهیه:تازه داری عطر انتخاب میمن زود باش من اینقدر لفت نمیدم
اومد واستینم رو کشی:نمیخوان که عاشقت شن زود باش بیا بریم ومنو تا پایی کشید وانداخت تو ماشین
اینهیه:بزن بریم که دیر شد
-ولی من هنوز عطر نزدم!
اینهیه:بریییییییییییییییییییییییییییم 
-بب..........باشه
{سایو}
امشب شب خیلی مهمیه اخه داداشم هفده ساله میشه !
ریگا:اجی من چی بپوشم این خوفه؟؟؟؟؟
-نمیدونم ولی زود باش الانه که مهمونا سر برسن!!!!
خو من رفتم تو باغ پشتی تا یه خورده حالم عوض شه رفتم کنار بوته ی گل سرخ وخواستم یه گل بکنم
-اااااااااااااااااخ دستم تیغش رفت تو دستم
وای اون چیه که اون جا هستش به نظر میاد یه ادمه باید فرار کنم نکنه که.........
دویم به سمت در که یه چیزی جلوم رو گرفت و.................
{ریوما}
وای چه خوشگل شدمک من خدا کنه امشب شب دومادیم بشه
خوب حالا رویا چه شکلی شده امشب حتما یه پیراهن قرمز پوشیده وبرام ساعت مچی خریده چه خیلی همین که بیاد برام کافیه
خخخخخخخخخ شوسکه رو نیگاه لباس دومادی پوشیده
-سلام برفمایید
شوسکه:سلام مبارک باشه
ایجی:برات کیک خریدم بچه جون
-وای دستت درد نکنه
ایجی یه کیک رو بهم نشون داد
-ایییییییییییییییییییییییییییییجی
چه قدر این ایجی بچه اس رو کیکش نوشته (وقته شه دیگه ادم شی عزیزم تولدت مبارک خرس گنده)
هما:سلام ریوما ببینم سایو کوشش نمیبینمش
-خو همین جاهاس
شوسکه:کو
-سایووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو!!!!!!!!!!اجی!! کوشی؟؟؟
وا چرا جواب نمیده یعنی کجاس
شوسکه:نکنه اتفاقی براش افتاده
-نه من برم این دور ور رو یه نگاهه بندازم..
{شوسکه}
هر جارو میگردم نیس وای برم حیاط پشتی باید اون جا باشه...
رفتم تو حیاط
-سایو؟؟؟؟؟/عشقم ؟؟؟کوشی؟؟؟؟
یا خدا اون چیه که روی زمین ریخته -واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من سایو............
وای سایو عزیزم چی شدی؟؟؟؟
کوشی؟؟؟
بچه ها قسمت بعد+35 تا نظر
رمان روزگار تلخ هم همین روزا میزارم

ارسال نظر(12)
آخرینویرایش:



