جادوی عشق18
سهشنبه 12 آبان 1394 16:34
عکس فانتزی من تو این رمان
برو ادامه
امید وارم که ناراحت تون نکنم وگریه نکنید
(2).jpg)
این چاقو چیه دیه یعنی شوسکه رو چاقو زدن
رفتم اینهیه رو گرفتم داشت رو زانو هاش رو زمین راه میرقت وشوسکه رو بغل کرده بو صورتش خونی شده کشیدمش اون ور وباترس نبض شو گرفتم
اینهیه:نهههههههههههههههههههههههههههه داداش جواب بده
نبضش میزنه زود بلندش کردم و بردم تو ماشین گذاشتمش اینهیه رو کشیدم تو ماشین وخودم سوار شدم وتخته گاز به سمت بیمارستان
اینهیه همش گریه میکرد ویه لحضه هم اشکش بند نمیومد
-هیچی نشده گریه نکن
-هیچی نشده عزیزم گریه نکن
باید ارومش میکردم اما نمیشد هر چی میگفتم بازم گریه میرد
-میفهمی گریه نکن یعنی چی؟
اوه بهتر نشد که هیچی بدترم شد!!!!
رسیدیم بیمارستان اینهیه بدو رفت تا یه تخت متحرک بیاره منم از ماشین اوردمش بیرون وگذاشتم رو تخت وشروع کردیم به هل دادان تخت
دکتره:حالش خیلی وخیمه !!!!!!!!!!!
بدنش تو اتاق عمل اینهیه پشت در موند وروزانو هاش لفتاد راش ندان تو !!!
اینهیه:احه چرا تو این موقع داره تنهام میزاره درس زمانی که باهش درس رفتار نمیکردم اخه چرااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بازوهاش روگرفتم وبلندش کردم
-بیا بریم صورتت رو بشورم!
اینهیه:
-بیا !!!
اصلا نمیشنید من چی میگم دستش رو کشیدم وبا خودم بردمش سرویس بهداشتی
تو اینه خودش رو نگاه کرد!!1
شیر اب رو باز کردم واب پاشیدم رو صورتش تازه بیدار شد دوتا دستش رو گرفتم زیر شیر اب وصورت و دستاش رو شوستم!
وای گوشیش زنگ خورد
-کیه؟؟؟؟؟
اینهیه:ن....نم.......نمیددددونم!!
گوشیش روبرداشت صداش میلرزید :کییییییی............کیه!!!!
اینهیه:سایو تویییییییی؟؟؟؟؟
گوشیش رو از دستش گرفتم!:سلام!
سایو:وا موبابیل اینهی دست تو چی کار میکنه؟؟؟؟
-اون نمیتونه جواب بده اخه..........
سایو :چی شده!!!اخه چی؟؟؟؟
-اخه.............
ماجرا رو براش توضیح دادم وادرس بیمارستان رو بهش دادم!!
موبایل رو خاموش کردم!
-وای اینهی کو!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بدو کردم بیرون این ور واون ور رو نگاه کردم به سمت اتاق عمل دویدم اون پشت در نشسته بود رو زمین !!!
وای بچه ها رسیدن
سایو چشماش شده بود مثل دوکاسه خون معلوم بود که گریه کرده!!
هما:چی شده ایجی؟؟؟؟
لوشی:اینهی کوشش؟؟؟
-اوناهاشش اصلا حالش خوب نیس !!!
فاطی:چه طور شد که این اتفاق افتاد
-نمیدونم مارفتیم خونه و..........
ایکا من رفتم خونه ی اینهیه شون با پلیس و اونا این رو پیدا کرن
یه کاغذ خونی بود که روش نوشته بود انتقام یک
نمیدونم کی این کار کرده بود وعلتش چیه
سایو:اوردنش!!1
همه رفتیم سر تختش
اینهیه:داداشی چشمات رو وا کن
سایو:شوسکه
دکترش:خوش بختانه حالش خوبه وبه کلیه هاش صدمه ای وارد نشده
بردنش تو بخش
سایو میشه :مارو تنها بزارید
همه:خ...خوب باشه بعد رقتیم بیرون
{سایو}
وای خدا باورم نمیشد که این شوسکس که رو تخت بیمارستان دراز کشیده
-عشقم عزیزم بلند شو!!!!
از رفتار فبلانم باهاش پشیمون شدم
{چند ساعت بعد اینهیه}
شوسکه بهوش اومده وهمه دورشن اما اون کسی که این کار کرده کیه ؟؟؟؟چرا؟؟؟
رفتم تو اتاق
-داداش کی این کار رو باهات کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شوسکه:نمیدونم وقتی تو خونه رفتم یه چیزی از کنارم رد شد شد وتنها چیزی که یادمه یه نقاب سیاههههههههههههههه!!!!
خوب امید وارم کنجکاویتون برطرف شده باشه
اما اون شخص کیه؟؟؟؟
خواستش چیه؟؟؟
شوسکه درس میگفت؟؟؟
نفر بعدی کیه؟؟؟؟
پلیس چی میگه؟؟؟
خخخخخ سوالتی هستن که در اینده جوابشون رو میفهمید
ارسال نظر(16)
آخرینویرایش:



