جادوی عشق 40
یکشنبه 11 بهمن 1394 18:02
سلام بچه ها
قسمت جدید رواوردم کی از اینا میخواد؟؟؟؟؟؟؟

بفرمایید ادامه
لوشی:باشه
-میگم کیوان جریان اسمت چیه؟
کیوان:اهان اسمم رو عوض کردم اخه لوشی بهم میگفت حیوان
ایجی:حیوان؟
شوسکه:اقا حیوان اسمش رو گذاشته ایاتو
سایو:ایاتو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-قشنگه اسم کیوان رو کی روت گذاشت؟
کیوان:راستش اسم دایی خدابیامورزم هستش اخه نمیدونم چراپدرای ما زن ایرانی میگیرن مثل بابای تو وپدرمن
مامان :چــــــــــــــــــــــــی؟؟؟؟؟؟؟کیوان صدات نمیاد
کیوان(ایاتو):هیچی زن عمو
-پس ازاین به بعد ایاتو هستی؟
لوشی:اره
سایو:کی از تو پرسید؟
-هیس شام منتظرمونه پسرعمو ایاتو!ازاین اسم خوشم میاد اخه بهت میاد
ژاپن_دو هفته بعد _ارایش گاه_اینهیه
الان هرچی عروسی بود تموم شد دیروز هم شیشتایی رفتیم خرید امروز هم که ارایش گاه هستیم
-جیــــــــــــــــــــــغ!!
هما:اینقدر جیغ نزن داره موهات رو درست میکنه
هما ومرلی هم مواظب ماهستن تا خواب نشیم لوشی که 7 تا پادشاه روهم خواب میبینه
سایو:جیـــــــــــــــــــــــغ!
لوشی:جیــــــــــــــــــــغ!!!
مرلی:کــــــــــــــوفت!
خب دیگه فکر کنم تموم شد
این مدل مویی که ارایش گر میخواست درست کنه
.jpg)
چیزی که دراخر تونست درست کنه!

مدل موی سایو
(1).jpg)
مدل موی لوشی
(1).jpg)
این کفشی که هما واسم انتخاب کرده ،بند داره!میگه میشه بعد از عروسی هم ازش استفاده کرد(مگه میخوادبعداز عروسی فوتبال بازی کنم؟)
.jpg)
خوبه که حداقل پاشنه هاش زیادبلند نیست
کفش سایو شیشه ای بود پاشنه هاش اینم کفشش
(1).jpg)
خخخخخ شوخیدم(نترس سایو این یکیه)
.jpg)
اینم کفش لوشی پر از سنگ های تزئینی بودایاتو انتخاب کرده(یه وقت نیوفتی لوشی)
(2).jpg)
پیرهن من اینه
(2).jpg)
پیرهن لوشی پوف زیاد داشت اینه
(1).jpg)
اینم پیرهن سایو
(2).jpg)
پیر هن سایو هم مثل پیرهن من کم پوف داشت وگیپور روی دامنش کشیده شده بود
خُب حالا نوبت داماد های خوش تیپ مون هستش اومدن تو هرسه تاشون کت شلوار سفید پوشیده بودن(عکس یافت نشد) با اون قدهای بلندشون وای نگو انگار دوباره عاشق ایجی شدم ایجی از هرسه تا بلند قدر تر بود وقتی کنارش ایستادم تا لبش سرم میرسید
ایجی دستمو گرفت ودسته گلی با گل های قرمز گذاشت تو دستم تور روی موهام رو عقب زد وضل زد به من سایو ولوشی هم همین وضع رو داشتن ایجی بی چشم رو جلوی اون همه دختر گرفت پیشانی منو بوسید احساس کردم سرخ شدم
ایجی:لپات گل انداخت!
-نمیتونم جلوی گل انداختن لپام رو بگیریم
رفتیم بیرون
سه تا ماشین خوشگل شبیه هم گل زده
این شکلی بودن

نه شوخیدم اخه با پیکان؟
این بود

خیلی نازه ماشین ها مدلشون یکی بودو همین طور رنگ ومدل گلاشون
سوار شدیم پشت سرمون یه عالمه ماشین مثل قطار هیجده واگن دنبالمون بودن بوق بوق بوق جیغ دست دستمال قرمز و.. داشتم میمردم از بس که سرو صدا بود
ایجی از همه سبقت گرفت توی بزرگ راه سه تا ماشین عروس ویه عالمه ماشین دیگه دنبالشون با سرعت زیاد همین مونده یه چهارتا پلیس بیوفتن دنبالمون یه نگاهی به سمت چپم انداختم جیغ هما هم کم نیاورده با هایجین ومرلی وایاناسوار یه ماشین هستن اونم بدون سقف
رسیدیم به عمارت
-چه خبـــــــــــــره؟؟
مرلی:عروسی قمره!!!
-قمر؟قمر خودتی؟
هما:فعلا که تویی!
البته این فقط یک چهارم عمارت هستش
اینم ورودی عمارت
.jpg)
رفتیم تو تالار اوه چه خبره ترقه فشفشه جیغ دست هورا و...
تو تالار سه تا سفره عقد کنار هم منو ایجی رفتم به سمت وسطی
لوشی وایاتو اولی وسایو وشوسکه اخری نشستن
اینم سفره عقد
(1).jpg)
اخوند اومد..(راستی همه دعوتیت بعدنگید من دعوت نبودم اینم کارت دعوت
)
مثل اینکه هما اخوند رو پیدا کرده بود
اخوند:از کجا شروع کنم؟
هما:از اون وسطی ها
داد زدم:نــــــــــــــــــــــه!!!هما میام برات ها!
اخوند:از اولی سمت چپ (سایوو شوسکه)شروع میکنم
اخوند:اِنالِله واِنااَلیهِ راجِعون(ههههههه شوخیدم اینم معنیش:همه از اوییم وبه سوی او باز میگردیم نه اینو گفت)اَنِکاهوسُنَتی قالَ رَسول الله دوشیزه ی مکرمه خانم سایو ایچیزن.
ریوگا:هـــــــــــــــــــــــــــــه(گریه)اجـــــــــــــــــیغ!(پارازیت)
مرلی:زهرنبود خفه شو
اخوند:دوباره میگم اَنِکاهوسُنَتی قالَ رسول الله دوشیزه ی محترمه ی مکرمه خانم سایو ایچیزن ایا به بنده اجازه میدهی شما رو به عقد دائم اقای شوسکه فوجی
نانجیرو:هــــــــــــــــــــــــــه(گریه) دخترم خوش بخت شی(پارازیت)
هایجین:هیـــــــــس!
اخوند داد زد:ایا به بنده اجازه میدید؟شما رو به عقد داعم اقای شوسکه فوجی با مهریه ی یک جلد کلامُ الله مجید یه دست اینه وشمدان یک شاخه نبات و2000سکه ی تمام بهار ازادی(سال تول خانم به میلادی2000)در بیاورم؟ابا بنده وکیلم؟
هما که داشت قند میسابیدگفت:عروس رفته ریوگا رو خفه کنه!
اخوند:برای بار دوم عرض میکنم........(سانسور حوصله ندارم دوباره بنویسم)...ایا بنده وکیلم؟
مرلی:پ ن پ موکلی؟خخخخخخخخخخ(پارازیت)
ایکا:اگه گذاشتین این دوتا جون بهم برسن
رویا:اقا دوباره بخون
اخوند:استقفرالله بارای بار سوم عرض میکنم.......ایا بنده وکیلم؟
سایو با صدای خیلی اروم :ب ...با اجازه ی پدر ومادرم واین هما ومرلی اتیش پاره وخواهر شوهرم اینهیه وتمام حضار محترم و...
تیفانی:هم بکش برو
سایو:هوف لعنت به تو بعععععله!!!!
همه:جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ!!!!!!!!!!
نانجیر:مبارکه!!!
هما:ایشاالله صدسال کنارهم زندگی خوبی داشته باشید
وشوسکه جعبه ی قرمز رنگی از توی جیبش بیرون کشید واین حلقه رو تو دست چپ سایو انگشت دوم انداخت
.jpg)
اخوند:الحمدالله
اخوند:حالا از سمت راست اولی
هما:نه برای وسطی بخون
اخوند:انِکاهوسنتی قال رسول الله دوشیزه ی محترمه ی مکرمه ی خانم لوشی کیگو ایابه بنده اجازه میدهید شما رو با مهریه ی............
دستم شیکست بقیه قسمت بعد وای مردم قسمت 55نظر سایو مبارک
ارسال نظر(5)
آخرینویرایش:



