بی وفا قسمت 12
جمعه 17 اردیبهشت 1395 18:24
.jpg)
سهلام
قسمت جدید
قسمت بعدی 45 تا نظر
همه از تعجب خشکمون زده بود
این چی بود دیگه
اگه خودم بازش میکردم که یه راست رفته بودم اون دنیا
ایجی:
یا امام زاده بیژن!اینهی خوبی تو دختر؟
-بعله اگه به حرف شما گوش میدادم که الان تو جهنم بودم
ایجی:خدا رحم کرد
شوسکه:توی جعبه
همه سرمون رو بردیم به سمت داخل جعبه
یه کاغذ بود
برشداشتم
متنش
«اگه الان این نامه رو میخونی بدون خیلی خوش شانسی این فقط یه هشداره از من به شما بچه ها نصیحت(دنبال حقیقت نگردین براتون بد تموم میشه)»
ترس افتاد به تنم
احساس کردم خیلی ناتوانم
احساس پوچ بودن کردم
احساس کردم هیچ غلطی نمیتونم بکنم
اشک تو چشام حلقه زد
احساس کردم هرگز نمیتونم علت مرگ پدر رو بفهمم
سست شدم
ایجی:ما که بچه نیستیم اون کسی هم که این پیغام رو فرستاده از ما ترسیده
-اما...
ایجی:تو دختر ضعیفی نبودی
از جام بلند شدم
تیفانی:اجی ما میتونیم
-بریم هارد رو بررسی کنیم
یک ساعت بعد
همه ی برنامه هاشو بررسی کردم
دریغ از یک فایل محرمانه
دیگه حوصله ام داشت میپوکید
خسته شدم
ایجی و شوسکه و تیفانی هم چشاشون به مانیتور خشک شده بود
یه هو...
چشمم خورد به یه عکس
سیاه سفید بود
اما به نظرم مشکوک اومد
عکس سیاه سفید؟
عکس حالت چهارخانه های سفید مشکی داشت
البته سایزشون اصلا یکسان نبود
بنظرم
شبیه معما بود
چشمای ایجی برق زد
گفت:این مشکوکه
همه به تصویر خیره شدیم
شبیه ...
عجیب بود
به نظر من یه چیزی رو میخواد برسونه
مثل تاریخ
ارسال نظر(61)
آخرینویرایش:



