جادوی عشق35
پنجشنبه 01 بهمن 1394 20:36
ادامه رمان اوردمـــــــــــــــــــــــــــــم
برو گمشو ادامه که اصلا حالم خوش نیست
راستی سایو منو نزن!!
میدونم اگه این قسمت رو بخونی دلت میخواد منو بکشی
روما:خوب من دیگه باید برم
ریوگا:گمشـــــــــــــــــو
ریوما:اخه به توچه
-دعوا نکنید سرم درد میکنه
ریوگا:اخه زر زر میکنه
ریوما:میخوام با رویا برم باشگاه امروز باید همه جمع شیم
هما:اوه اوه خوب شد یادم اوردی منم دیگه میرم
سایو:اوه میری پس به رایا بوگو که من ساعت 2(عصر)میام
-ابجی هما برسونمت(ابجی؟؟)
هما:خخخ نه خودم میرم
رویا وریوما هم رفتن
رویا:خداحافظ همگی
نانجیرو:منم میرم این دوتا دیوونم کردن
-خوب پس منم بهتره برم بااجازه
ریوگا:نـــــــــــــــه نرو تو خونه پیش سایو بمون اخه منم میرم
سایو:نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه منو با این تنها نزار
ریوگا:شوسکه سایو رو به تو میسپارم بای
-خ....خد....خداحافظ
هیچی دیگه همه رفتن ومنو سایو تنها شدیم رو کاناپه دراز کشیدم کنترل رو گرفتم خواستم بی خیالی طی کنم اما نمیشد
پاورچین پاورچین رفتم تو اشپز خونه به دیوار کنار ستون تکیه دادم
-خـــــــــــــــــــــــــــــانم...ی که شتلق خوردم زمین(حقته)
-اااااااااااااااااااااااااااااااخ ستون فقیرفقراتم(فقیر؟؟؟؟فقرا؟؟؟؟؟؟ مطمعنی مغذت تکون نخرده)
سایو اومد بالا سرم با غضب گفت:خوبه این کفگیرو تو حلقت جا کنم؟؟(چرا خوشونت؟؟؟؟؟؟)
-عزیزم
سایو:حناق
بعدم با خنده میخواست بره که تصمیم گرفتم اذیتش کنم (مرضی)دستشو گرفتم وکشیدم به سمت خودم
دراز به دراز افتاد روم
سایو:چی کار میکنی؟؟؟؟؟
-توچی فکر میکنی؟؟؟؟
قِل خوردیم کاملا برعکس شدیم
سایو:از روم بلنــــــــــــــــــــــــــــــدشـــــــــــــــــــــــــــــو!!!!!!!
-نچ
سایو:ب ل ن د شــــــــــــــــــــــــــــــــو
-تا نگی چرا ناراحتی بلند نمیشم
سایو:کــــــــــــــــــــــوفت
که در یه هو وا شد یا خدا کیه؟؟خونه ی سایو شون جوری بود که تا کسی میومد تو اشپز خونه رو میدید ما هم که جلو ولو شده بودیم
وای ریوگا بود ریوگا تا مارو دید دهنش یک متر وا شد(خخخخخخخخخخخخخخخ)
ریوگا:یا خدا این دیگه چه مدلشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟(بی چاره)
ریوگا پاورچین رفت به سمت میز
ریوگا:ببخشید که مزاحم شدم
بعد کلیدی رو برداشت
ریوگا:کلید ماشینم رو یادم رفته بود خواهش میکنم راحت باشید بعد رفت بیرون
سایو:جیــــــــــــــــــــــــــــغ
-چرا جیغ میزنی؟؟
سایو:بلند شــــــــو ابروم رفت
-چرا آبروت؟؟؟؟؟
سایو:ابروم جلو داداشم رفت همینو میخواستی ده بلند شو نفسم بالا نمیاد
-اول بوگو چرا ناراحتی؟؟؟؟؟
سایو داد زد:من ....خوردم که ناراحتم
-اوه اوه
سایوبا حالت بغض:خُب یادم نمیــــــــــــــــــــــــــــاد(خسته نباشی)
-تو واسه چیزی که یادت نمیاد با شوهر ایندت قهر میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟
سایو:من قهر نبودم
-پس داشتی خودتو ناز میکردی!!
سایو:نــــــــــــــــــــــــــــــه
-اشکال نداره ناز کنی نازتو میکشم جون بخوای فدات میشم(
شاعر)
سایو:نه جونتو میخوام نه ناز کشیدنتو فقط از روم بلند شو(حقیقته)
-نه باید جریمه شی
سایو:جریمه؟؟؟؟؟؟؟
-بله باید منو بوس کنی
-بــــــــــــــــــــــوس؟؟؟؟؟
-بعله
سایو:نمیشه نوع جریمت رو تقیر بدی؟؟
-چرا پس باید لب منو بوس کنی
سایو:چایدی
{سایو}
شوسکه صورتشو اورد نزدیک ونزدیکتر
-بس کن
نمیشد باید شجاعت به خرج بدم
صدای قلبشو میشنیدم ارامش میداد(پس راحت باش)
منم لبامو غنچه کردم و.....
{اینهیه}
-هــــــــــــــــــــــــــــوف
سر اشپز ایجی ناهار درست کرده بود
ایجی:بیا
-چیه؟؟؟؟؟؟؟؟
ایجی تو دستشویی بود
رفتم بالا نه داشت جلو اینه صورتشو اصلاح میکرد
ایجی:حوصلت سر رفته؟
-اره
ایجی:ریش بزارم؟؟؟؟؟؟
-خخخخخخخخخخخخخخ تو هنوز دهنت بو شیر میده؟؟؟؟؟
ایجی:اینهــــــــــــــــــــــــــــی
-خب چیه؟؟؟
ایجی:یه چیزی بگو که خوشحال شم میتونی؟؟؟؟
-اره
ایجی:بگو
-خ..خب افرین افرین ریش بزی بزار بزغاله(چایدم)
ایجی:افرین مثلا الکی این حرفت میخواست منو خوش حال کنه؟؟؟؟
-گرفتی منو؟میگم حوصله ندارم
ایجی:پرفسری بزنم
-اره پر از کلسیوم بزن(پر از فسفر پر از کسیوم)
ایجی:اصلا بی خیال
............
دیگه حوصله ندارم قسمت بعد33نظر موخـــــــــــــــام
نظرات تون مثل مسکن برای درد هامه
ارسال نظر(38)
آخرینویرایش:



