بی وفا قسمت 11
پنجشنبه 19 فروردین 1395 11:09

سهلاااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستان
بنده اینهی بیکار زاده
اعلام وحود مینمایم
عاغا من نمرده همین
خخخ
یه وب جدید زدم
اسمش هس یادم باشی
ازهمه عزیزان خواهش مندم به این وب بسرند
(درمورد انیمه نیست)
اینم ادرسش
http://yadambashi1.loxblog.com/
خب اینم ادامه رمان مورد علاقه من
بی خیال روزگار تلخ
راستی باخودم عهد بستم یه خورده فعالیتمو بیشتر کنم
هرکس نفهمه میگه اینهی مرده
به هرحال از اشنایی باهمه ی دوستان خوشحالم
نتمم در حال ته کشیدن هستش
شوت شو رمان
هرچند کمه
ایجی:دستتو بده به من
-چه ربطی داره؟
ایجی دست منو گرفت و شروع کردیم به بدو کردن
-آه آه ازنفس افتادم
ایجی:کولت کنم؟؟؟؟؟
-لازم نکرده
ایجی:اوه امشب با من لجی ها
-ایجی حوصله ات رو ندارم!لطفا ساکت شو
ایجی:چشـــــم رسیدیم خونه،در خونه رو باز کردم تا رفتیم تو چشم مان به جمال تیفانی و شوسکه با قیافه های اعصبانی افتاد
-اوه
ایجی:گاومون دو قلو زایید
شوسکه:اینهیه خانم؟
-جونم دا؟
شوسکه:میشه بگی این موقع شب یه دختر تنها تو خیابون بایه پسر غریبه ....
-بیخود فکر بد نکنی ها راستشو بخوای ...
تیفانی:اینهی باید بیخیال همه چی شی تو قول خودتو شیکستی تو پیمانمون رو خراب کردی
ایجی:چی رو؟
تیفانی:ما قول دادیم برای اشکار ساختن حقیقت باهم همکاری کنیم و کاری بدون همفکری هم انجام ندیم اما شما دوتا ...
-نه اجی جونم
شوسکه:فعلا که همینه حالا کجا رفتی؟
-اطیغه فروشی
تیفانی:این موقع شب؟
ایجی:ادرس این اطیغه فروشی تو اتاق پدرتون پیدا شده بود ماهم رفتیم و از اونجا هارد یه سیستم اوردیم
.................
فردا صبح
اومدیم مدرسه ماجرای دیشب رو به بدبختی تموم کردم امروز قراره چهارتایی بریم و هارد رو برسی کنیم
ظهر شد و رفتیم خونه
پای سیستم نشستم شوسکه و تیفانی و ایجی هم پشت سر من ایستاده بودن هارد رو گرفتم که یه هو صدای زنگ خونه در اومد
-کیه یعنی؟
شوسکهکمن میرم درو باز کنم
چن دقیقه بعد شوسکه اومد بایه جعبه
تیفانی:این چیه؟
شوسکه:یه پیک موتوری اورد
-چی میتونه باشه؟
ایجی:براتون کادو فراستادن
شوسکه جعبه رو گذاشت رو میز همه دور میز نشستیم به چیزی که امکان داشت تو جعبه باشه فکر میکردیم
ایجی:بزارید بازش کنم؟
من رفتم سمت شومینه و یه میله اوردم
تیفانی:با این میخوای در جعبه رو باز کنی؟
-اره اینجوری خطرش کمتره
ایجی:مسخره کادو باز کردن که خطر نداره
-کار از محکم کاری عیب نمیکنه
ایجی:شما فوجی ها کلا عجیب زاده هستید(مسخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــره)
-برید کنار
عاغا میله رو گذاشتم رو در جعبه تا درو باز کردم با سرعت خیلی بالا یه چاغو نوک تیز سر بالا پرت شد و محکم برخورد کرد به سقف
قسمت بعد 48 تا نظر
ارسال نظر(51)
آخرینویرایش:



